فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
319
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
تبريز بازارهاى تبريز ، به طور استثنا ، داراى چند كاروانسراى زيباست و درختان پرشكوهى كه محوطهء آنها را مزين ساخته به مسافران اجازه مىدهد كه با گستردن قاليچههاى خود در زير سايهء آنها دمى بياسايند . در محوطهء كاروانسراها صدها قاليچه سفرى به چشم مىخورد . متأسفانه اغلب پيشخوانهاى بازار ، با چراغها و زينتآلات كمبها و نازيبا ، كه از روسيه يا چكسلواكى وارد كردهاند ، پر شده . اگر در بازارهاى اصفهان هزاران سماور وجود داشته باشد در بازارهاى تبريز دهها هزار سماور مىتوان يافت . در برخى از بازارهاى فرعى كارگران به پيشههايى اشتغال دارند كه نظير آن را در جنوب نمىتوان مشاهده كرد . يكى از اين پيشهها تهيهء چرم و پوست است . گرچه بايد قبول كرد كه در ضمن اين كار بوى نامطبوعى استشمام مىشود ، منظرهاى جالب و ديدنى دارد . در اين قسمت از بازار مردان جوان مشغول تهيهء پوستين از پوست گوسفند مىباشند . پوستين يك نوع بالاپوش شبانى است كه آن را بر روى دوش مىاندازند . گرچه اين بالاپوش داراى آستين است چون اين آستينها اغلب آنقدر فراخ نيست كه بازو براحتى در آن جا بگيرد ، از آنها استفاده نمىشود . اين بالاپوش را با چرم نازكى آستر مىكنند كه درست شبيه جير است « 1 » . جوانان پيشهور آن را با نخهاى رنگين و با طرحى بسيار زيبا زينت مىدهند . مرحلهء آخر كار ، تكان دادن چرم با شدت بسيار مىباشد . اين كار بدون مقدمه و با صدايى شبيه صداى تفنگ انجام مىگيرد . در انجام دادن اين قسمت از كار اغلب بين
--> ( 1 ) . چرم نازك پوستين از خود آن است و آستر مجزايى ندارد . - م .